مقدمه

در وصف فرزندان عزیز و ارجمندم مهدی و امیر حسین جورمند که در اوان کودکی در غربت و غریبی از مهر و محبت پدر محروم شده­اند.

« در نومیدی بسی امید است       پایان شب سیه سپید است»

« غم جدایی»

گُلی دیدم رُخ زیبای توام آمد به یاد

غنچه ای دیدم کودکی های توام آمد به یاد

در آلبوم خاطرات زندگی ام نظر کردم

بوسه بر آن زدم و سیمای توام آمد به یاد

در زندگی جای تو در قلب من است

شب و روز نام آشنای توام آمد به یاد

از درد جدایی و غم و غصه ها سوختم

عزیزان در سرم هوای توام آمد به یاد

در امواج متلاطم سرگشته و حیرانم

غرق شدم دست توانای توام آمد به یاد

من رفتم و قلب خود را جا گذاشتم

گذشته و حال و فردای توام آمد به یاد

رفتم به هر سو سفر کرده هر جا نظر کردم

مهر و محبت و صفای توام آمد به یاد

«جورمند» سالها سوختم و ساختم

طنین زمزمه و نوای توام آمد به یاد

با ادب و احترام

افسر بازنشسته نیروی انتظامی بیژن جورمند

 (عضو انجمن شعر و ادب یادمان نطنز)

http://bijanjoormand.blogfa.com/

همراه: 09904231861