مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ضامن آهو
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

آن آهووان تورا می شناسند
صیادان تورا می شناسند
هم کوچه های خراسان
مردم باصفای ایران تو را می شناسند
آن کبوتران سبک بال
سوخته دلان تو را می شناسند
آن بلبل نغمه خوان حقیقت
گل باغ و بوستان تو را می شناسند
تمام شهیدان خفته در خاک
لالههای سرخ گلستان تو را می شناسند
بیماران خفته در بستر زندگی
آن عابدان زاهدان تو را می شناسند
دردمند و نیازمندان گرفتار
همهی آن بیماران تو را می شناسند
صفای راهیان ره عشق و دلدادگی
که پیران و جوانان تو را می شناسند
آن حاجتمندان نیازمند
هم پیر غلامان تورا می شناسند
پیروان حسین و علی و ائمه اطهار (ع)
محبان ولی عصر امام زمان عج تورا می شناسند
همه رهروان و محبان دوست
همه مسلمین جهان تورا می شناسند
«جورمند» دلسوخته روزگار
غریبان و بلاجویان تو را می شناسند
در اوایل جنگ تحمیلی بنده برای دومین بار به صورت داوطلب از اصفهان به منطقه عملیاتی خط مقدم جبهه جنگ در منطقه موسیان اعزام شدم و از ناحیه کمر و پا آسیب دیدم و چندین سال تحت نظر پزشک بودم و دردهای زیادی بخصوص شب و هنگام خواب تحمل کردم یک شب از شدت درد متوسّل به آقا امام رضا (ع) شدم پس از صرف داروها مسکن قوی به خواب رفتم و حضرت رضا (ع) را در خواب دیدم و پس از رفتن به مشهد امام رضا (ع) شفا گرفتم از آن تاریخ تا کنون هیچ دارویی مصرف نکردهام و اگر سروده هم می سرایم و می نویسم به کمک آن آقاست و الا من هیچ هستم و حرفی برای نوشتن و گفتن ندارم.
بسمه تعالی
دوست هرکس عقل او و دشمن هر کس جهل او است حضرت رضا (ع)
(یا علی موسی الرضا (ع))
ای امام رضا (ع) هرچه دارم از تو دارم
من تا زنده هستم سر از خاکت بر ندارم
غیر تو یاری ندارم با کسی کاری ندارم
گر مرا از در برانی جای دیگری ندارم
یا علی موسی الرضا (ع) آقا نظری بنما
درد دردمندان دوا بیماران را شفا
جان به قربانت آقا تویی حلال مشکلها
مرا به نوکری قبول نما تا کنم جارو آنجا
آقا گر مرا طلب کنی پیاده می آیم زیارت شما
همراه کاروان و موکب و زائرین شما
زائر امام رضا (ع)
یا ضامن آهو پناهم ده حضرت رضا
تو هستی امید ما حلال مشکلها
شبی خوابیدم به نیت امام رضا
قبل اقامه نماز صبح به درگاه خدا
آقا آمد بخوابم همان امام رضا
قسم دادم آقا تو را به آن گنبد طلا
ای آقا درد مرا بکن تو دوا
دردها دارم از تو می خواهم شفا
آقا گفت ای مهمان من تو بیا آنجا
تا من تو را مداوا کنم و بگیری شفا
ناگه از خواب پریدم که بودم تنها
با طی مسافتها رفتم مشهد امام رضا
همان گنبدی که در خواب دیدم بود آنجا
اشک زدیده جاری شد قربون تو امام رضا
دوان دوان رفتم سمت حرم آقا
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
بسی دیدم من هیأتها در آنجا
هم پذیرایی در مهمان خانه حضرت رضا
شمال و جنوب شرق و غرب کشورما
هم از کشورهای اسلامی آمده مهمانها
بعضی اطراف سقاخانه بهر آبها
عدهای در حرم از برای نیایش و دعا
چه زیباست صدای نقاره خانه درآنجا
یا امام رضا گفتن و ذکر خدا
موکب هایی که طی نموده مسافت ها
بهر زیارت و نذر می کنند ادا
عده ای دانه بهر کبوتران آقا
کنار پنجره فولاد بیماری گرفته شفاء
پنجره فولاد رضا (ع) شیعه و سنی نداره
هر سوخته دلی به آنجا پناه میاره
آن جمعیت که خواب دیدم بودند آنجا
آرزوی همه آقا حاجت ما بکن روا
هم پیر و جوان بعضی روی ویلچرها
نیت همه دست ها برسد به ضریح آقا
رفتم پای ضریح و من بوسه زدم آنجا
اشکها جاری شد زدیده التماس دعا
آقایی که خواب دیدم حضور داشت آنجا
با لباس روحانی و چهرهای زیبا
وقتی به هوش آمدم در گوشهای تنها
به هر سو نظر کردم ندیدم آن آقا
احساس کردم دردی نیست در پاها
من شفا گرفتم جانم فدای امام رضا
«جورمند» دل شکسته است آقا
به من سوخته دل نظری بنما
والسلام
با احترام بیژن جورمند –افسر بازنشسته نیروی انتظامی (09904231861)
bijanjoormand.blogfa.com