اگر رفتند مرا تنها گذاشتند *** با غم و درد و رنج ها گذاشتند
بهار زندگي ام پاييز كردند *** مرا از غم و غصه لبريز كردند
تمام خوشي ها از من گرفتند *** خوشي رفت غم ها جا گذاشتند
تمام مال و زندگي بر باد رفت *** در پي عشق شيرين فرهاد رفت
عقابي بودم بر فراز قله ها *** هم آشيان داشتم رأس كوه ها
ناگه با دست تقدير و سرنوشت *** روزگارم رقم زد و تقديرم نوشت
تيري زكمان رها بر قلبم نشست *** صياد گناهم چه بود كه قلبم شكست
عاقبت از قله افتادم بر زمين *** پر و بالم شكست و قسمت همين
پس اگر بدي كردند تو خوب باش *** خوبي كن نزد همه محبوب باش
آنچه مي ماند يادگار. وفاست. *** مهر و محبت  مردانگي و صفاست
از گذشته درس عبرت بايد گرفت *** هر دست بدهي عاقبت پس خواهي گرفت
«جورمند» دل سوخته روزگار است *** سروده اش بهر مردم يادگار است
 بیژن جورمند  زمستان 97 نطنز