«فرض ايزد بگزاريم و به كس بد نكنيم   و آنچه گويند روا نيست بگوييم رواست» ... حافظ

پاييز رفت و دي هويدا شد

فصل بارش و برف و سرما

يلداي آن شب بزرگ سال

مراسم دوستي برپا شد

همه جمعند و شاد و خندان

شادي آمد و غم ها گسست

ديدارها تازه شد

نقل مجلس ما ، قصه ها

محبت است همدم ما

باغ دل ها را تماشا كن

شاخ گل ها، شكوفه باران است.