به ياد تو سوختم
بياد تو شمع سوختم
چشم در فراق تو عاشقانه دوختم
گريه هاي نيمه شب،
رها نكرده مرا
عمرم در اشك ماتم تو سوخت.
پروانه آسود در جان تو
لكن منِ ديوانه از عشق تو سوختم.
بلبل از عشق گُل و پروانه، سوخت
من در ميان موج آه، جانانه سوختم.
با سوز و دل، ره سوي ميخانه گُشودم.
از بخت بدم
هم مي و همي پيمانه سوخت ...
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی ۱۳۹۷ ساعت 17:48 توسط بیژن جورمند
|
