بياد تو شمع سوختم

چشم در فراق تو عاشقانه دوختم

گريه­ هاي نيمه شب،

رها نكرده مرا

عمرم در اشك ماتم تو سوخت.

پروانه آسود در جان تو

لكن منِ ديوانه از عشق تو سوختم.

بلبل از عشق گُل و پروانه، سوخت

من در ميان موج آه، جانانه سوختم.

با سوز و دل، ره سوي ميخانه گُشودم.

از بخت بدم

هم مي و همي پيمانه سوخت ...