تاریخ: 1400/1/15

مقدمه:
همانطوریکه زمانی فروپاشی نظام کمونیستی اعلام شد نظام سرمایه داری غرب هم در حال افول و فروپاشی می باشد چون باید در سازمانی که به اصطلاح  سازمان ملل فقط چند کشور حق وتو داشته باشند جمعیت مسلمانان اعم از شیعه و سنی بیش از یک میلیارد نفر از حق وتو محروم می باشند. این هائیکه قدرت اتم را پشتیبان خود می دانند روزی نابود خواهد شد  آن وقت سیاه پوستان افریقا و مظلومان و محرومان جهان لبخند شادی بر لب خواهند داشت.

بنی آدم اعضای یکدیگرند         که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار        دگر عضوها را نماند قرار
تو کر محنت دیگران بی غمی        نشاید که نامت نهند آدمی
(سعدی)


قلب ها کجا ! عاطفه ها کجا!
آری در این عصر و زمانه 
که آدما نسبت به هم هستند بیگانه
گرگ ها در لباس میش
در پی صید و شکارند
اما در حیوانات قانون طبیعت حاکم است
اما موقعیکه آن بچه آهوی زیبا
توسط شیری شکار می شود
مادرش نگاهی می کند
آهی می کشد
بغض گلویش را می گیرد و فقط اشک می ریزد و هیچ چاره ای ندارد
لحظه ای دیگر از بخت بد
توسط شیر دیگری مادرش شکار می شود ؟!
عده ای پشت دوربین ها از این صحنه ها لذت می برند
فقط به خاطر مادیات
تهیه فیلم به اصطلاح مستند حیات وحش
پس کجاست قانون حمایت از حیوانات؟
از طرفی کوشه ای دیگر از جهان
که سیاهی روزگار بر چهره کودکان نقش بسته
با غم روزگار مأنوس محروم از همه چیز 
حتی یک عروسک کوچک برای بچه ها و از شدت گرسنگی برای همیشه سکوت سکوت؟
آه چه حادثه دردناکی، چه جنایت های هولناکی، بپاخیزید، سکوت را بشکنید 
آه انسانیت (انسان ها رفت) 
موقعی که کره ماه لمس می شود آیا از آنجا در قسمتی از کره زمین سیاهی روزگار و چهره های فقرا احساس نمی شود؟
آیا اشک عاطفه¬ها جاری نمی شود موقعی¬که بار گندم توسط کشتی های بیگانه در اقیانوس ها تخلیه می گردد؟
آیا بی مهری ها بی محبتی ها احساس نمی شود ؟
گناه بی مهری ها به عهده کیست؟ 
در نقاطی از جهان هم در اثر جنگ
عده ای فدای توطئه ها و اهداف پُشت پرده جهان خواران می شوند
این همه جنگ چرا؟ جنایت چرا؟ کشتار و ویرانی و خسارت چرا؟
اما در نقاطی از جهان دردها حس می شود
مبادا کودکی بی سرپناه باشد  ، خوراکش، اشک و آه باشد
با هم نوع خویش احساس هم دردی می کنند
ستاره های امید را تقسیم می کنند.
غم و شادی را هم تقسیم می کنند
قلب ها تسکین پیدا می کند
و  امید در ساحل زندگی جاری می شود
از محبت در خارها گل دوستی شکوفا می شود.
پروانه ها شادی می کنند
بلبلان نغمه دوستی سر می دهند
ابرهای یأس و نومیدی محو می گردد
آنگاه طلوعی دوباره در امتداد جاده مهر و محبت
و امید در ساحل زندگی تداوم پیدا می کند


سراینده  بیژن جورمند
عضو انجمن شعر و ادب و یادمان نطنز
همراه 09904231861
وب‌سایت: bijanjoormand.blogfa.com